الشيخ رسول جعفريان
58
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
نياورده يك بررسى مفصل از اسناد ابان در اين كتاب نمىتوان به دست داد . در عين حال از همين مقدار باقى مانده و با توجه به نقل وى از ثقاتى چون زراره ، ابوبصيره ، محمدبن مسلم ، ابان بن تغلب و جز آنها مىتوان به استحكام كتاب وى پى برد . با توجه به آنكه متأسفانه تمامى كتابهاى سيره مستقلى كه شيعيان نگاشتهاند از ميان رفته ، اين مقدار بازسازى از سيرهء ابان را مىتوان قدمى در راه بازشناسى ديدگاههاى شيعه در زمينه سيرهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دانست . متن مزبور به كوشش مؤلف اين سطور توسط انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم چاپ شده است . محمد بن عمر واقدى ( 130 - 207 ) محمد بن عمر واقدى از مورخان دهههاى پايانى قرن دوم و تخصص ويژهاش در مغازى و فتوحات است . وى دوران دانش اندوزى را در مدينه گذراند ، اما در سال 180 به بغداد رفت . مركزيت بغداد عامل عمده در كشاندن اين قبيل چهرههاى به نام به سوى خود بوده است . ابن سعد نوشته است : او از مردمان مدينه بود و در سال 180 به بغداد آمد . پس از آن به شام و رقّه رفت و بار ديگر به بغداد بازگشت . در آنجا بود تا مأمون از خراسان به بغداد آمد و منصب قاضى عسكر را به وى سپرد . او همچنان قاضى بود تا در شب سه شنبه يازدهم ذى حجة سال 207 درگذشت . « 1 » وى به دليل پايبنديش به روشهاى تاريخى مورد طعن اهل حديث قرار گرفته و به ويژه از اين حيث كه اسناد نقلها را داخل در يكديگر كرده و از چند سند يك متن را فراهم آورده ، مورد انتقاد واقع شده است . ابن عدى نوشته است كه متون اخبار واقدى غير مضبوط بوده و سستى آنها آشكار است . « 2 » طبعا روش وى متفاوت از روش محدثان است . « 3 » ياقوت نوشته است : دربارهء تاريخ مردمان و سيره و فقه و ديگر فنون وى به اجماع موثق است ! « 4 » ذهبى نوشته است : واقدى ضعيف است اما نياز به او در مغازى و تاريخ روشن است . ما آثار وى را بدون آن كه به آن استدلال كنيم مىآوريم ! « 5 » ابن سيدالناس و ابن كثير با لحنى مدافعانه از وى سخن گفتهاند . « 6 » از عالمان شيعه ، شيخ مفيد او را متمايل به مذهب عثمانى دانسته كه در عين حال به اميرالمؤمنين عليه السلام نيز بىعلاقه نبوده است . « 7 »
--> ( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 7 ، ص 335 ( 2 ) . الكامل فى ضعفاء الرجال ، ج 6 ، ص 243 ( 3 ) . نك : مقدمهء حمد جاسر بر المناسك حربى ، ص 100 ( 4 ) . معجم الادباء ، ج 18 ، ص 279 ( 5 ) . نك : تهذيب الكمال ، ج 26 ، ص 194 ( 6 ) . عيون الاثر ، ج 1 ، ص 26 ؛ البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 224 ( 7 ) . قاموس الرجال ، ج 8 ، ص 325